شيخ حسين انصاريان

287

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

[ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ لَا تَرْفَعْنِي فِي النَّاسِ دَرَجَةً إِلَّا حَطَطْتَنِي عِنْدَ نَفْسِي مِثْلَهَا وَ لَا تُحْدِثْ لِي عِزّاً ظَاهِراً إِلَّا أَحْدَثْتَ لِي ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِي بِقَدَرِهَا ] خدايا ! بر محمد و آلش درود فرست ، و مرا درجه و مرتبه‌اى نزد مردم بلند مكن ، مگر آن كه به همان اندازه نزد خودم پست گردانى ، و عزّت آشكارى برايم ايجاد مكن ، مگر آن كه به همان اندازه ، خوارى باطنى برايم ايجاد كنى . درجه و رفعت انسان انسان هيچ گاه نبايد در راه مقامات معنوى در مرتبهء ويژه‌اى بايستد ، چرا كه ماندن به معناى پويا نبودن و ايستادن از حركت است . و اين براى پويندهء راه حق سودمند و كارگشا نيست . او بسان آب رودخانه‌اى است كه براى وصول به درياى حقيقت ، پيوسته بايد در تلاش باشد و اگر از حركت باز بماند ، دچار فساد و آلودگى مىشود و به لجنزارى پر از شهوات تبديل مىگردد . آدمى به طور فطرى مقامات و كمالات معنوى و مادى خويش را به اندازهء مطلق و بىنهايت مىخواهد و اگر او در سير معنوى به سوى كمال مطلق سستى و كندى كند و در جهت خلاف فطرت برود ، در واقع به نداى فطرت ، پاسخ مناسب نداده و از همهء استعداد و تواناييش بهره‌گيرى نكرده است و دچار يأس و نااميدى مىشود و به اندك راضى مىگردد و اين چيزى جز درماندگى و ستم به نفس نيست .